سلام امام زمان (ع) به عباس

یافارس الحجازادرکنی عشقست ابوالفضل

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ یافارس الحجازادرکنی عشقست ابوالفضل خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

در زیارت ناحیه مقدسه که از امام زمان (ع)نقل شده ان حضرت خطاب

به حضرت عباس(ع)چنین می گوید:سلام بر ابوالفضل عباس فرزند

امیرالمومنین:و انکه جانش را نثار برادرش کرد.انکه دنیا را وسیله اخرت

قرار داد.انکه فدای برادرش شد.انکه نگهبان بود و سعی بسیار کرد تا اب

به لب تشنگان برساند.انکه دو دستش در راه جهاد فی سبیل الله قطع

گردید.و خدا لعنت کند دو قاتل او (یزید بن رقاد و حکیم بن طفیل را)

 در این فراز امام مهدی (روحی فداه)به پنج فضیلت از فضایل حضرت

عباس اشاره نموده است.

شجاعت حضرت عباس در بین اصحاب امام حسین(ع)بی نظیر

بود.چگونگی شهادت او و رجزهای او و جهاد او با دو دست بریده همه

بیانگر اوج صلابت و شهامت او است.او تنها به سوی اب فرات رفت و در

برابر تعداد زیاد ی از دشمن قرار گرفت و صف انها را در هم شکست و

خود را به فرات رسانید.

روایت است که :هنگامی که وسایل غارت شده از شهدای کربلا را به

شام نزد یزید بردند در میان انها پرچم بزرگی بود .یزید و حاضران دیدند

همه پرچم سوراخ و صدمه دیده ولی دستگیره ان سالم است

پرسید :این پرچم را چه کسی حمل می کرد؟

گفته شد:عباس بن علی (ع)انرا حمل میکرد.یزید از تعجب چند بار بلند

شد و نشست و گفت:به این پرچم بنگرید که بر اثر صدمات و ضربات هیچ

جای ان سالم نمانده جز دستگیره ان که پرچمدار ان را با دست حمل

می کرده است یعنی سالم ماندن دستگیره نشان می داد که پرچمدار

تیرها و ضرباتی را که بر دستش وارد می شد تحمل می کرد و پرچم را

رها نمی ساخته است.

عبدالله. عثمان و جعفر هر سه برادران حضرت عباس و فرزندان حضرت

علی(ع) بودند که در روز عاشورا هر سه شهید شدند.

وقتی تمام یاران حسین (ع)شهید شدند حضرت عباس نزد برادر رفت و

اجازه جنگ خواست حضرت به او فرمود:برو برای این کودکان لب تشنه

اب بیاور.در روایتی امده که عباس داخل خیمه ای شد که مخصوص

مشکهای اب بود و دید کودکان از شدت تشنگی مشکهای نم دار را بر

شکمهای خود می کشند بلکه از شدت تشنگی انها کم شود .حضرت

به انها فرمود : نور دیدگانم صبر کنید می روم برایتان اب می اورم و در

هنگام وداع با برادر رو بر اسمان کرد و عرض کرد:(خدایا می خواهم در

وعده ام برای اوردن اب وفا کنم سپس پیشانی امام را بوسید و به

سوی فرات حرکت کرد.تعداد زیادی نگهبان فرات بودندکه حضرت به انها

حمله کرد و تعداد زیادی را به هلاکت رساند.و خود را به اب رساند نزدیک

اب شد کفی از ان را برداشت و به اسبش داد و کفی دیگر برداشت  و

خواست بیاشامد به یاد لب تشنه برادرش افتاد و اب را ریخت و مشکش

را پر کرد از اب ولی خود از ان نیاشامیدو با خود گفت به خدا قسم اب

نمی خورم تا زمانی که برادرم تشنه است و یاد وصیت پدر افتاد که در

لحضه اخر به او فرموده بودند که پسرم در روز عاشورا که بر شریعه اب

وارد شدی مبادا اب بیاشامی با اینکه برادرت تشنه است

پر کرد مشک و پس از اب بر گرفت می خواست تا که نوشد از ان اب

خوشگوار

برود خطاب کرد که ای نفس اندکی  اهسته تر که مانده حسین تشنه

در قفا

عباس بی وفا تو نبودی اکنون چه شد؟ نوشی تو اب و مانده حسینت در

انتظار

شد با لبان تشنه از اب روان برون دل پر زجوش و مشک بدوش ان

بزرگوار

کردند جمله حمله بر ان شبل مرتضی یک شیر در میانه گرگان بی

شمار

یکتن کسی ندید و چند ین هزار تیر یک گل کسی ندید و چندین هزار خار

وقتی که دستهای حضرت جدا شد  هنوز به دشمن حمله می کرد تا

اینکه ظالمی با گرز اهنین برسر مبارکش زد و ان را شکافت و ان هنگام

که بر زمین افتاد صدا زد  ای برادر برادرت را دریاب

امام حسین(ع) مانند شهاب به بالین عباس شتافت او را غرق در خون

دید که پیکرش  پر از تیر شده و دستهایش از بدن جدا گشته و

چشمهایش تیر خورده اند با کمر خمیده به عباس نگریست و سپس در

بالین او نشست و گریه کرد تا عباس به شهادت رسید. فرمو د:اکنون

کمرم شکست و تدبیر از کفم رفت و هنگامی که می خواست پیکر به

خون کشیده برادر را به خیمه ها ببرد حضرت عباس عرض کرد: مرا به در

خیمه ها مبر برادرم چون از روی سکینه و بقیه خجالت می کشم که

نتوانستم برایشان اب ببرم مرا بر در خیمه مبر برادرم چون من علم دار

لشگرم نمی خواهم که بقیه مرا اینگونه ببینند و صبرشان اندک

شود.امام جنازه عباس را در کنار علقمه گذاشت و به سوی خیمه ها

باز گشت.هنگامی که سکینه پدر را دید از او پرسید از عمویم عباس خبر

نداری قرار بود برایمان اب بیاورد امام فرمود: دخترم عمویت شهید شد

صدای شیون سکینه و زینب و سایر بانوان حرم بلند شد .شکستگی و

غم عمیق در رخسار حسین(ع) نمایان شد گریه شدیدی کرد و صدا زد

اه برادرم اه عباسم اه میوه دلم .

زبان حال حضرت عباس

کنار نهر علقمه عدو به دور من همه ایا عزیز فاطمه حسین بیا برادرم

حسین به جان اکبرت نظر بکن برادرت که کشته شد برادرت حسین بیا

برادرم

نه دست در بدن مرا نه حالت سخن مرا نه غسل و نه کفن مرا حسین

بیا برادرم

زبان حال امام حسین

چسان به خیمه و حرم خبر دهم به خواهرم که کشته شد برادرم اه ز

بی برادری نه دست در بدن تو را نه حالت سخن تو رانه غسل و نه کفن

تو را اه زبی برادری

ای جان برادر کمرم بین شده خم چو جراحت که بر این قامت رعنا امد

ای کشته راه داور من ای پشت و پناه لشگر من

ای نور دو دیده تر من عباس جوان برادر من

برخیز که من غریب و زارم بی مونس و یارو غم گسارم

غیر از تو برادری ندارم عباس جوان برادر من

برخیز گذر به خیمه ها کن غمخواری ال مصطفی کن بر وعده خویش وفا

کن دیدی که فلک به ما چه ها کرد ما را به غم تو مبتلا کرد کی دست

تو را زتن جدا کرد گفتم که در این جهان فانی شاید که تو بعد من بمانی

زینب به سوی وطن رسانی

(سوگنامه ال محمد)

 خداوندا تو را به دستان بریده ابوالفضل عباس قسم می دهیم که

گناهانمان را بریزان و ابرویمان را مریزان

امین یا رب العالمین



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





[ 28 / 1 / 1391برچسب:,

] [ 13:47 ] [ محسن حسنزاده ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه